باد هم که نباشد شما موج می خورید. توی آبی واقعی! که خیلی بالاتر است.دور ولی نیستید. جنگلید. تنومند. انبوه. آنقدر که جاده هم نمی تواند ، شما را غیر از جنگل کند! که غیر از جنگل ، نیستید. پوشش گیاهیتان هم از همان هاست که فرسایش نمی شود! درختید. غیر قابل هرس. همیشه سبز.
پاکید شما. مهربان. دوباره حاج بابا قاسم. سفید. ماه. نه ، شما ماهترید. لکه ی سیاه ندارید. تماما حیاتید. زندگی. ماهی های عید. بوی آویشن توی کوه. دوباره سفید. به سفیدی آرزوی کودکی مان. که هنوز نرفته بود توی 4چوب منفعت مان.
روانید. سرخ. ایثار. یادآورید شما. یاد خاک. هیاهو. صداقت. قاب عکس هایی که ردیف شده اند روی طاقچه. زینت خانه.چراغی که خانه را روشن کرده و مسجد را هم. شقایقی وحشی را می مانید ، روییده از دل کوه. چه سرخی چشم نوازی.
برای پرچم کشورم که رنگ هایش همیشه گی است و سبزش ، آبی نمی شود.
یاعلی

6 دیدگاه
خوراک دیدگاههای این نوشته
17/04/2010 در 18:55
من
دمت گرم داداش .
منم همینو می خواستم بگم .
آبیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــته .
فقط ژنرال …
17/04/2010 در 19:50
حامیم
سلام بر جان ِ جان
داود
خیلی کیف می کنم نوشته هاتو می خونم.
توی وبلاگا فقط اینجا رو با رغبت می خونم
زیر سایه ی حیدر
یاعلی
17/04/2010 در 19:51
ناقوس
شما همه اید…( و ما…؟؟!!!!)
پرچم هم ؛ هم سبزش آبیست هم سرخش هم سفیدش…
یا حق
17/04/2010 در 20:25
محمد مهدی
داود خوش به حالت که اینقدر راحت میتونی پرچم ایرانمون رو توصیف کنی. من که نمیتونم. اصلن درباره خیلی چیزها نمیتونم اینقدر راحت بنویسم. درباره خیلی کس ها هم. یعنی خیلی چیزها و خیلی کس ها را که خیلی دوست دارم نمیتونم چیزی براشون و دربارشون بنویسم. برای همینه که برای کسانی که خیلی دوستشون دارم هیچ وقت یادگاری نمی نویسم. فقط می نویسم امضا:فلانی. خیلی چیزها توصیف ناشدنی اند.خیلی چیزها…
پس همه بدونن که من آن چیزهایی هستم که نمی نویسم و نمی گویم. آن چیزهایی که می نویسم و می گویم فضولات ذهن من است. آن چیزهایی است که ارزش ماندگاری توی ذهن من را ندارند. باید ریخت بیرون شان تا جای آن چیزهای با ارزش را تنگ نکنند. آن با ارزش ها باید بماند پیش خودم. ماندگار شود برای خودم. یک جایی می خواندم که ارزش آدم هابه اندازه ی آن حرف هایی است که برای نگفتن دارند. حالا که پیش خودم دارم پیش خودم فکر می کنم خیلی چیزها برای نگفتن دارم. خیلی چیزها. دارد می ترکد این دل. ای دل ای دل. داود نمیدونم چرا توی چلچراغ اینقدر نظرام طولانی میشه.ببخش.یاعلی مددی.
18/04/2010 در 09:00
متین
بهم خوردیم از این چهارچوب منفعت. سخت است/ کسی دستش به شما نمیرسد انگار/ میرسد!!! فکر میکند که رسید
بزرگید شما/ پوشانده اید دست همه را… ما را هم…
خیلی خیلی خوب بود
بابا احترام!
25/04/2010 در 18:57
محمد مهدی
داوود آپ کن
بدو. بدو.داره میریزه…